محمد موسوى بجنوردى
56
علم اصول ( فارسى )
انجام داد . اين چه ارتباطى با لزوم عبادت با قصد امر دارد ؟ نكتهء ديگر اين است كه اگر بخواهيم برآن حمل كنيم ، تخصيص اكثر لازم مىآيد چون در جايى از آن ندارد كه واجبات تعبديه را مىگويد ، بايد مرتب تخصيص بزنيم و واجبات توصلى را خارج كنيم و تخصيص اكثر مستهجن است . اما در مورد روايات بايد گفت كه اينها هيچ دلالتى بر وجوب قصد قربت ندارند ، بلكه به اعتبار اجر اخروى هستند . اگر مىخواهى اجر اخروى به دست آورى ، اعمال را بايد با نيت صالح و خالص انجام دهى ، نيت خير داشته باش و خودنمايى نكن . هيچيك از اينها ارتباطى با قصد قربت ندارد . مقتضاى اطلاقات و اصول عملية گفتهاند كه واجب تعبدى واجبى است كه مباشرت در آن شرط است ، اما در واجب توصلى مباشرت شرط نيست و مىشود تبرعى انجام داد يا اجاره گرفت و از طرف كسى انجام داد و نيابتبردار است . اگر بدانيم واجب تعبدى يا توصلى است بحثى نيست ، اما در موارد مشكوك چه بايد كرد ؟ آيا اينجا مباشرت شرط است يا نه ؟ بايد ببينيم مقتضاى اطلاقات ( اصالة الاطلاق كه اماره است ) چيست ؟ ديگر اينكه ، اگر دستمان از اطلاق كوتاه شد ، مقتضاى اصول عملية چيست ؟ در پاسخ مىگوييم كه مقتضاى اطلاق اين است كه هيئت امر ، طلب ماده را از مخاطب مىخواهد كه ماده را در خارج موجود كند و اطلاق اقتضا مىكند كه